
خواب دیدم یه باغ نیمه سوخته رو ... خواب دیدم خواب لب های دوخته رو
خواب دیدم برا کمک دیر رسیدم ... شب بود و من هیچ جارو نمیدیدم
خواب دیدم یه دشت غنچه مرده رو ... میدیدم یه باغ آفت خورده رو
خواب دیدم یه باغبون خسته رو ... پنجره های بسته رو درختای شسکته رو
خواب دیدم که باغبون نفس نداشت ... سرشو همش روی خاک ها میذاشت
در به در دنبال نهر آب می گشت ... چشم خون با اشک و اضطراب می گشت
هیچکسی سوالم رو جواب نداد ... مگه یه غنچه چقدر آب می خواد ؟
خواب دیدم خدا کنه که خواب باشه ... این همه در به دری تمومشون سراب باشه
خواب دیدم که باغبون نفس نداشت ... سرشو همش روی خاک ها میذاشت
در به در دنبال نهر آب می گشت ... چشم خون با اشک و اضطراب می گشت
--------------------
پ.ن: خواب ديدم، با صداي ماهان بهرام خان و هومن سودمند
بحث هاي خوبي در مراسم مطرح شد، اما يك سري مباحث هم نبايد مطرح ميشد. يك سري مباحث هم كه بايد مطرح ميشد، مطرح نشد! بگذريم ...
بخش پاياني مراسم، مربوط بود به پرسش و پاسخ! ما هم شروع كرديم به طرح سوالات از مباحث مطرح شده طي مراسم و همچنين طي پاسخگويي به سوالات! بقيه رو نميدونم ... اما ... از 5 سوالي كه من در 3 برگه مطرح كردم، فقط به يك سوال پاسخ داده شد، پاسخي كه شفاف نبود و به طفره روي يا به قول خودمون زدن به جاده خاكي نزديك بود!
آيا اين مراسم واقعا براي شفاف سازي بود؟!
------
پي نوشت:
1) سوالات من استفهام انكاري بود! من جواب سوالم رو ميدونستم و فقط ميخواستم يك ارزيابي از صحت و ارزش پاسخ سوالات مطرح شده در مراسم داشته باشم كه ... بـَــَـلــه ... !
2) خطاب به ... : كاش سطح كيفيت پذيرائي پايان مراسم كمي بالاتر بود تا هم ... راضي باشه و همچنين زحمت اون دسته از دوستاني كه با شنيدن صداي مجري مراسم كه ميگفت "لطفا تشريف داشته باشيد تا پذيرائي باقي مونده"، با سرعت نور برگشتند سر جاشون و نشستند ديگه تباه نشه!
شورايعالي اطلاعرساني، شورايعالي فناوري اطلاعات، شورايعالي انفورماتيك، مركز توسعه فناوري اطلاعات و رسانههاي ديجيتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، وزارت ارتباطات و فناوري اطلاعات، معاونت علمي و فناوري رياستجمهوري، كميته فناوري اطلاعات، وزارت علوم، تحقيقات و فناوري، شورايعالي انقلاب فرهنگي، پژوهشگاه دانشهاي بنيادي، مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي و چندين نهاد و ارگان ديگر هر يك بخشهايي از فناوري اطلاعات در ايران را هدايت و سازماندهي ميكنند.
در پي طرح ادغام شوراها، مهمترين نهاد متولي فناوري اطلاعات يعني شورايعالي فناوري اطلاعات به اغما رفت و حتي بعد از لغو اين مصوبه توسط مجمع تشخيص مصلحت نظام باز هم اين شورا در تعليق به سر ميبرد. در اين ميان شورايعالي اطلاع رساني كه از نظر سازماني زير نظر شورايعالي انقلاب فرهنگي محسوب ميشود ابتكار عمل را به دست گرفته و سعي كرده جاي خالي نهادهاي متولي فناوري اطلاعات در كشور را پر كند.
تدوين برنامه جامع فناوري اطلاعات ايران يكي از اين ابتكارها بوده است كه تاكنون طي چندين نشست همانديشي با نخبگان فناوري اطلاعات در ايران در آستانه نهايي شدن است. (ادامه مطلب رو بخونید)
و فرا رسيدن ماه مبارك رمضان رو هم (البته با كمي تاخير
) تبريك و تهنيت عرض ميكنم ...
آذرماه سال قبل توي وبلاگم مقالهي كوتاهي با عنوان « وبلاگنويسي براي چه ... ؟! » نوشته بودم كه در اون اشارهي كوتاهي به دلايل معمول وبلاگنويسي در ايران و اينكه چرا پس از مدتي وبلاگنويس معمولا نسبت به ادامهي كارش بيميل ميشه و ... شده بود. چند نفري بهم گفتند كه آيا من هم دچار اون وضعيت به قول دوست خوبم، شايان شليله، «خودكشي مجازي» شده باشم! ولي نه ... اين طور نيست ... ! (البته اين اتفاق براي دو نفر ديگه هم افتاده كه ديروز به M3|-| Khan گفتم.)
ميخوام اينجا رو آپديت كنم، ولي وقت ندارم! چند تا مقالهي نيمه تمام هم دارم، در زمينه IT، تجارت الكترونيك، وبلاگنويسي و ... كه تموم ميكنم و ميذارمش تو وبلاگم.
غير از اينها، چند پروژه هم هستند كه خيلي وقتم رو گرفتند ... پروژهي سايت هاي «روزموبايل» ، پورتال «پارسسنتر» كه تا جاهايي پيش رفتند ولي به دلايلي امتيازشون رو واگذار كردم. پروژهي سايت «بلاگرها» كه يك مرجع براي وبلاگ نويسان ايراني هست، «ITUsersTalk.com» كه يك سايت (تالار گفتگو) به زبان انگليسي هست و يك پروژهي ... (فعلا Secret
) هم در دست طراحي و راهاندازي هستند ...
چند روزي هم هست كه پروژهي راهاندازي سيستم تبليغات كليكي «نسيم» و يا به عبارتي «سيستم كسب درآمد
براي صاحبان سايت ها و وبلاگ ها» به اتمام رسيده ... ![]()
غير از اينا كلاس و تدريس و ... هم هستن!
خودتون قضاوت كنيد!
DPS نصيبتون! ![]()
بالاخره بعد از چند ماه ...
دوباره میخوام شروع کنم به نوشتن ... !